مركز اطلاعات و مدارك اسلامى

470

فرهنگ نامه اصول فقه ( فارسى )

انصارى ، مرتضى بن محمد امين ، فرائد الاصول ، ج 2 ، ص 750 . نائينى ، محمد حسين ، فوائد الاصول ، ج 4 ، ص 700 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 193 . دليلين متفاضلين دو دليل متعارض داراى اسباب ترجيح مختلف دليلين متفاضلين ، مقابل دليلين متعادلين بوده و عبارت است از دو دليل متعارضى كه هركدام نسبت به ديگرى از جهتى رجحان و امتياز داشته باشد ، مثل دو روايت متعارض كه يكى از آن دو موافق مشهور و ديگرى مخالف عامه است . درباره تقديم و تأخير دو دليل متفاضل ، ميان اصوليون اختلاف است . نيز ر . ك : ترتيب مرجحات . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 505 . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 2 ، ص 230 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 3 ، ص ( 514 - 491 ) . مشكينى ، على ، تحرير المعالم ، ص 224 . سبحانى تبريزى ، جعفر ، الموجز فى اصول الفقه ، ص 410 . دليلين متكافئين ر . ك : دليلين متعادلين [ دواعى ] دواعى آمر ر . ك : دواعى امر دواعى استعمال انگيزه‌هاى استعمال لفظ توسط متكلّم دواعى استعمال ، به معناى انگيزه‌هايى است كه متكلم را وادار مىكند لفظ را براى افاده معنايى به كار برد . به‌طور كلى ، انگيزه اصلى هر استعمالى ، تفهيم و تفهم و ايجاد ارتباط با ديگران مىباشد . اين عنوان كلى بر افراد و مصاديق بىشمارى صادق است ؛ براى مثال ، برخى معتقدند صيغه امر فقط در معناى طلب يا بعث استعمال شده و ساير معانى همچون تهديد ، تعجيز و غيره در حقيقت انگيزه‌هاى استعمال مىباشد . نكته : در اين فرهنگ‌نامه ، به تبعيت از اصطلاح‌نامه اصول ، از اصطلاح « دواعى استعمال » معنايى اراده شده كه غايت ، منفعت و فايده استعمال لفظ در معنا را شامل مىشود . نيز ر . ك : دواعى امر . عراقى ، ضياء الدين ، نهاية الافكار ، ج 1 ، ص 105 . دواعى استعمال امر ر . ك : دواعى امر دواعى امر انگيزه‌هاى انشاى امر توسط آمر دواعى امر ، يعنى انگيزه‌هايى كه سبب انشاى امر مىگردد . توضيح : اصوليون در اينكه آيا صيغه « افعل » در معانى متعدد استعمال مىگردد چه مجازى و چه حقيقى يا فقط در يك معنا استعمال مىشود ، اختلاف دارند ؛ بيشتر آنها معتقدند صيغه افعل معانى متعددى دارد كه در يكايك آنها استعمال مىشود ، هرچند در برخى از آنها حقيقت و در برخى ديگر مجاز است . برخى از اصوليون متأخر همچون مرحوم « آخوند خراسانى » اعتقاد دارند مستعمل فيه در صيغه افعل تنها انشاى طلب است و ساير معانى ، در حقيقت ، دواعى استعمال مىباشد ؛ گاهى داعى استعمال اين است كه به مأمور به دسترسى پيدا شود و گاهى نيز اين داعى عبارت است از تعجيز يا تسخير يا تهديد يا تمنى يا ترجى يا . . . نيز ر . ك : معانى صيغه امر . مظفر ، محمد رضا ، اصول الفقه ، ج 1 ، ص 72 . محمدى ، على ، شرح اصول فقه ، ج 1 ، ص 144 . صدر ، محمد باقر ، بحوث فى علم الاصول ، ج 2 ، ص 50 . آخوند خراسانى ، محمد كاظم بن حسين ، كفاية الاصول ، ص 90 . فاضل لنكرانى ، محمد ، سيرى كامل در اصول فقه ، ج 3 ، ص 335 . دواعى لفظى مجاز انگيزه‌هاى مرتبط با لفظ در استعمالات مجازى دواعى لفظى مجاز ، كه در مقابل دواعى معنوى مجاز مىباشد ، فوايدى است كه سبب استعمال لفظ مجازى به جاى لفظ حقيقى مىگردد ، مثل آنكه لفظى كه بر معناى حقيقى شىء دلالت مىكند ، بر زبان ، سنگين جارى شود ، چه اين سنگينى به خاطر تك‌تك حروف آن باشد ، چه به دليل تركيب بين آنها و چه به سبب وزن آن ؛ ولى لفظى كه بر معناى مجازى دلالت مىكند ، روان و داراى لطافت و شيرينى خاصى است ؛ براى مثال ، واژه « خنفقيق » به معناى آلام ، ناراحتىها و سختىهاى روزگار بر زبان سنگين است ، به همين دليل به جاى آن ، كلمه « موت » را به كار مىبرند و به خاطر ناراحتى شديدى كه به شخصى رسيده است مىگويند : « فلان وقع فى الموت » ، و يا به خاطر عذوبت و خوشايندى معناى « روضة » ( باغ ) ، آن را به صورت مجازى به جاى « مقبرة » به كار مىبرند ، و يا به منظور استفاده از صنعت « طباق ، جناس ، مقابله و ترصيع » كه از محسنات بديعى در علم بلاغت مىباشد ، لفظ مجازى را به جاى لفظ حقيقى به كار مىبرند .